بی‌ شناسنامه‌ های سیاسی وارد می‌شوند

در یک فضای عمومی و رقابتی می توانیم نیروهای سیاسی اصلی کشور را به سه گروه کلی و شناسنامه دار تقسیم کنیم. دسته اول دلواپسان جبهه پایداری هستند. گروه دوم محافظه کاران معروف به اصولگرا هستند که جریانی قدیمی و ریشه دار به شمار می روند و در نهایت گروه سوم اصلاح طلبان هستند. این گروه بندی البته فارغ از دسته بندی ها، جریان ها و رنگارنگی درونی این گروه هاست.

اما با یک تحلیل بدبینانه از واقعیت عملی در فضای سیاسی ایران درباره آن چه در انتخابات مجلس آینده اتفاق خواهد افتاد، باید بگویم با حذف چهر های برجسته اصلاح طلب و تنگ تر شدن حلقه برای آن ها و تصفیه های مهندسی شده در درون جریان اصولگرایی و پایداری، فرصتی برای جریان بی شناسنامه، مستقل یا میانه ای فراهم می شود که که در میان اصولگرایان و اصلاح طلبان جای می گیرند. این گروه هر چند ماهیت مستقلی در عرصه سیاست ایران ندارند اما شرایط موجب تولد چنین نیرویی می شود که حتی می تواند در مجلس خود را در قامت یک فراکسیون نشان دهد. من فکر می کنم که مجموعه شرایط موجب به وجود آمدن چنین نیرویی خواهد شد.

این گروه افرادی هستند که به لحاظ سیاسی واجد هیچ شناسنامه ای نیستند، می توان آن ها را وابسته به مدیران میانی و پایین دست در شهرستان ها، متکی به روابط ایلیاتی، خانوادگی و نژادی دانست. مهم ترین ویژگی این گروه آن است که در سیاست هیچ پایگاه و گذشته ای ندارند. بخش های بهتر آن ها به لحاظ اجتماعی افرادی هستند که می توانیم به آن ها تکنوکرات های غیر سیاسی بگوییم. مدیرانی که به دلیل خدماتی که به مردم کرده اند از پایگاه اجتماعی مناسبی برخوردار هستند.

غیر سیاسی بودن این مدیران آن ها را مبدل به نیروهای بی خطری می کند که به دلیل همین بی خطر بودن با پرهیز از عمل سیاسی جدی به جریان تند و افراطی هم نزدیک نمی شوند و هویت مستقل و ژلاتینی دارند و سعی می کنند به عناصر خوش خیم تر مدیریت سیاسی کشور نزدیک شوند. در مجلس این افراد همدیگر را پیدا می کنند و اقلیتی را شکل می دهند که عموما تلاش می کنند به مسائل نرم فرهنگی و اجتماعی و حوزه مدیریت و اقتصاد بپردازند. توجیه آن ها هم این است که الویت اول ما بهبود شرایط زندگی مردم است. مهم ترین کار آن ها پرداختن به وعده های خود در حوزه های انتخابیه و افزایش بودجه عمومی شهرها و روستاهای حوزه های انتخابیه خود است.

معمولا در جوامعی که گروه های سیاسی شناسنامه دار قربانی می شوند ، چنین جریانات قارچ گونه ای رشد می کنند که فاقد اثرگذاری و جدیت لازم در فرآیندهای تصمیم سازی در مجلس هستند. با تجمع چنین افرادی شاهد این هستیم که مجالس کم خاصیت و بی اثری شکل می گیرد. در حالی که مهم ترین ویژگی نماینده پارلمان سیاسی بودن اوست . پارلمان از معدود نهادهایی است که عنصر سیاست در آن بسیار تعیین کننده است. چنین کاراکترهایی با این عنوان که ما سیاسی نیستیم خود را از خطرات و آسیبب ها دور نگه می دارند، اما در موقع اثرگذاری و اتخاذ تصمیمات کلیدی هم به دلیل فقر وجهه و اعتبار سیاسی موجد هیچ اثری نیستند. لذا شما شاهد این هستید که هر چه از عمر مجالس می گذرد این نهاد در فرآیندهای تصمیم گیری در کشور کم اثرتر می شود.

زاهد درباره شانس موفقیت چنین نیروهایی در انتخابات پیش روی مجلس گفت: اگر تمایل و نحوه رای دهی مردم در انتخابات های صورت گرفته در ایران را تحلیل کنیم، چیزی حدود ۳۵ تا ۴۰ درصد مردم به صورت خاکستری رای می دهند. یعنی پایگاه مشخصی ندارند؛ در فضای سیاسی و گفتمانی غالب تصمیم می گیرند. معمولا هم تصمیم خود را تا هفته آخر به تعویق می اندازند و بر اساس امواج تبلیغاتی رای می دهند. من معتقدم مردم ایران در انتخابات پیش رو ی مجلس قطعا به جریان جبهه پایداری و جریان نزدیک به محمود احمدی نژاد رای نخواهند داد. بر اساس تمام شاخص ها، به احتمال زیاد مردم به سمت چهره هایی که علاقه بیشتری به ایجاد رابطه با جامعه بین المللی و کاهش فشارهای بین المللی و جذب سرمایه ها خارجی دارند حرکت خواهند کرد.

چنین چهره هایی شانس بالایی در انتخابات خواهند داشت. اگر یک انتخابات آزاد یا با حداقل استاندارد های رقابتی برگزار شود، اکثریت مجلس آینده، اصلاح طلب خواهند بود. ولی از آن جا که ابر و باد و مه و خورشید فلک در کارند که هم در کاسه دولت روحانی بگذارند و هم اجازه ندهند که جریان اصلاح طلب به صورت جدی در صحنه حاضر شود، وقوع چنین امری دور از ذهن به نظر می رسد. با این حال از آن رو که اکثریت مردم صندوق های رای را کم هزینه ترین و موثر ترین راه برای پیگیری مطالبات خود می دانند، به پای صندوق ها خواهند آمد و در انتخابات شرکت می کنند. طبعا وقتی پای صندوق های رای می آیند انتخاب آن ها نیروهای افراطی و تندرو نخواهد بود و به نامزدهای باقی مانده که می توانیم آن ها را مستقل، میانی، کم سابقه، مدیران اجرایی یا انتخاب های محلی بنامیم رای خواهند داد. و به این ترتیب این نیروها در روندی که بازیگر اصلی آن نیستند به چهره های جدی تر مبدل می شوند.

زاهد در پاسخ به این سوال که با توجه به وجود بحران اقتصادی و شرایط رکود در کشور و این که عملکرد اقتصادی دولت در کوتاه مدت رضایت گروه هایی از مردم را جلب نکرده است، نیروهای اصلاح طلب و هواداران دولت باید روی چه مسائلی در تبلیغات انتخاباتی تمرکز کنند تا بتوانند آرا بیشتری را جذب کنند، گفت: تکیه بر عادی سازی روابط با کشورهای منطقه و جامعه جهانی، استفاده از ظرفیت سرمایه گذاری ایرانیان خارج از کشور و شرکت های بزرگ بین المللی در سرزمینی که این روزها بهشت سرمایه گذاری توصیف می شود.

البته باید این حقیقت را که اگر دولت بتواند جهت پیشبرد استراتژی خود برای بهبود سطح زندگی مردم با افزایش تعامل با جامعه جهانی گام مجلسی همراه را در کنار خود داشته باشد، این روند شتاب بیشتری به خود می گیرد، را برای مردم توضیح داد و به افکار عمومی تفهیم کرد که در این صورت دولت می تواند به نتایج بهتری رسیده و سطح زندگی مردم را ارتقا دهد.

من فکر می کنم که این انتخابات یکی از مهم ترین انتخاب های مردم خواهد بود، اما به گمان من شطرنج سیاست به نحوی رقم خواهد خورد که بسیاری از چهره های سیاسی و فرهنگی موثر که پیگیر وعده های دولت در عرصه های فرهنگی و سیاسی و مطالبات مدنی مردم- یعنی اموری که طبقه متوسط را هدف می گیرد – هستند، شانس زیادی برای عبور از فیلترهای نظارتی ندارند ، دولت ناگزیر باید روی مسائل مربوط به بهبود مناسبات با جامعه بین المللی و وضعیت اقتصادی کشور تمرکز کند.

176/

نوشته های مشابه

دکمه بازگشت به بالا